محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

425

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

پرواى سامان و سرانجام خود ندارند ، الان اگر از راه جام متوجه خراسان شوند مناسب دولتست و احتياج متوجه شدن مشهد و تربت نيست چرا كه اگر امر فرمايند كه ملازمان آن جماعت را ضررى نرسانند ، بالتمام تعلق بملازمان دارد . غرض در دو سه قلعه نيست و درين ولا شنوده شد كه جمعى را بجانب تون و قاين فرستاده‌اند . متفرق ساختن لشكر درين محل مناسب دولت نيست و هر امر كه اينچنين مصلحت مىبيند در نظر سهلت چرا كه تمام جمعيت درين وقت در يك جا باشد بهتر خواهد بود حق عليم و علامست و بروح پر فتوح حضرت رسالت پناه محمدى و صحابهء كرام آن سرور رضوان اللّه عليهم اجمعين ، كه درين ماده اصلا غرضى نيست و نخواهد بود . بعزت خدا كه غير از جهت خصوصيت چيز ديگر در نظر نيست انشا اللّه تعالى حقيقت به ازين معلوم خواهد شد . » ذكر جواب نامهء عبد المؤمن سلطان از جانب نواب شهريار سكندر شأن « 1 » چون مكنون صدق مشحون كريمه « يَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ ما لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ » « 2 » از فحاوى عبارت اين كتابت مستفاد بود و مضمون وقوع المعنى « أَنَّهُمْ يَقُولُونَ ما لا يَفْعَلُونَ » از مطاوى كتابت اين عبارت مستنبط مينمود ، شاهد اين صورت در آيينهء ضمير آفتاب تصوير شهريار جهانگير عكس پذير گشت و نير اينمعنى بر مرآت خورشيد صفات خاطرش كه جام جهان نما كنايه از آنست پرتو انداز شد كه از گلشن مصادقت و حديقهء موافقت عبد المؤمن سلطان ، روايح صدق و صفا ، و فوايح محبت و ولا بمشام اعتقاد نميرسد و از طرح اساس صلح و صلاح او علامت فوز و فلاح به نظر اعتماد در نمىآيد ، لهذا جوابى كه موافق ارادهء ارباب دين و دولت و مخالف ادعاى اصحاب مكر و خدعت تواند بود منشيان عطار دار قام بتحرير اين نامهء بلاغت انجام مأمور گشتند و هى هذا : « صحايف دعوات عنبرين نسمات و شرايف تسليمات مشكينة « 3 » النفحات

--> ( 1 ) - نسخه دوم عنوان ندارد ( 2 ) - سورهء 48 آيهء 11 ( 3 ) - م : مستكينه